آدمها از وقتی می فهمند می شود رفت، راه می افتند و می روند و می روند و می روند.

 تا وقتی خسته شان می شود. 

شاید هم آینده نگر می شوند.

بعضی هم یکمرتبه پیر می شوند. 

و آنجایی که می ایستند می شود خانه شان. 

وگرنه مسافرخانه یک دروغ بزرگ است. مسافرها هرگز خانه ای نداشته اند.

منبع : پشت کوهها |مسافرها
برچسب ها : روند